پانزده سال از عمرم میگذره
اما ای کاش نمیگذشت
شاید بیشتر بچهها دلشون بخواد که خیلی زود بزرگ بشن
ولی من نه
شاید در بزرگترها چیزی دیدن که فکر میکنن خوبه
اما کودکی
با آن بازیهایش!
حسرت میخورم
به آن دوران
دوران بچهگی خودم
شاید اگه نمیگذشت
به این فکر نمیکردم
که چرا این طوری گذشته
ولی گذشته
نگذشتن
همگی
در اما و اگر بود
ولی گذشته
بدون اما و اگر
حالا من فقط یک چیز را میدانم
و آن این است که
تا حالا که پوچ گذشت
فقط درس خواندم
کوچکترین کاری که میتوانستم انجام بدم
آن هم شاید فقط به خاطر زوری بودنش
اما
از این عمر به پوچ گذشته یک چیز را فهمیدم
و آن این است
این عمر به پوچ گذشته
دیگر بر نخواهد گشت
پس باید به فکر ساختن آینده بود

