تبليغاتX
هزارویک سال - خورشید من

تمام آسمان را گشتم

نبودی شاید هم بودی و پنهان شده بودی

 

آخرین بار بهم گفتی

من کسی رو می‌خوام که خورشید او باشم

تنها من برای او باشم

ولی تو…

 

تمام ستاره‌ها رو توی تاریکی کنار زدم تا به خورشیدم برسم

می دونستم که هر ستاره‌ای یه خورشیده واسه یکی

هچ ستاره‌ای رو لمس نکردم.

 

شاید تو برای من خیلی بزرگ بودی!

شاید هم...

 

من همیشه با گرمای تو زنده‌ بوده‌ام و هستم

 حالا هم

ماه برای من بهتر است

دور از تو و با گرمای تو

 

من خورشیدم را برای تابیدن جاوید می خواهم

نه این که خاموش شود تا برای من بماند.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 8:3  توسط فرشید  |